تبليغاتX
آرشام پارسی و کشتار از نوع دارفور

آرشام پارسی و کشتار از نوع دارفور

نامه ای از یکی از خوانندگان وبلاگ

 

سلام به همه،

 

به عنوان یک پناهنده مقیم کشور آلمان که ۵ سال در دادگاه‌های آلمان به دنبال جواب تقاضای پناهندگی بود و به عنوان کسی که ۶ ماه در کنار آرشام پارسی در جریان همه امور سازمان بود و از میزان امکانات سازمان برای کمک به پناهجویان همجنس‌گرا کاملن آگاه است، خدمتتان عرض کنم که نامه امضا شده توسط آرشام پارسی به دادگاهی در آلمان یا ترکیه و یا هر کجای جهان، هیچ ارزش قانونی و حقوقی ندارد. نهایت کمکی که آرشام پارسی (که می‌دانیم اسم مستعار است) به پناهنده‌ای می‌تواند بکند اینست که برایش یک برگه تائیدیه صادر کند که مثلن ایشان همجنس‌گرا است. این نامه از نظر هیچ کشور و محکمه‌ای اعتبار ندارد به ۲ دلیل:

۱-نه آرشام پزشک قانونی یا روانشناس صلاحیت‌دار است که بتواند چنین تشخیصی بدهد

۲- نه سازمانی چون سازمان ایرکو چنان اعتباری دارد که نامه آن مورد پذیرش یک محکمه در مثلن ترکیه باشد.

 

اینرا به عنوان کسی می‌گویم که ۵ سال با چنین قوانینی درگیر بوده و هست.

یک گواهی از یک روانشناس(نه روانپزشک بلکه روانشناس) ارزشش به مراتب بیشتر از نامه امضا شده فرد بی تحصیلات و آنهم تازه با اسم مستعاری به نام آرشام پارسی است.

کسی که الفبای پناهندگی و قوانین آنرا بشناسد می‌داند که این حرفهای دهن پر کن آرشام شیادی محض است. ایشان سابقن با امضای آرین ورجاوندی برای پناهجویان دربدر نامه تائیدیه می‌فرستاد. نامه‌ای که البته قاضی دادگاه به پوزخندی آنرا در ذباله‌دانی محکمه می‌انداخت و چیزی جز یاس عاید پناهجوی دربدر نمی‌کرد اما منافع مالی برای آرشام پارسی به همراه داشت و دلیلش هم اینست که ایشان به عوض هر پناهنده، یعنی به بهانه کمک به پناهنده، پول‌های شیکی از اینور و آنور می‌گیرد.

من بیش از این نمی‌توانم سکوت کنم و شاهد این دروغ گویی ها باشم.

دوستان پناهجو این حرفها همه‌اش شیادی است. برای تایید همجنسگرا بودن گرفتن گواهی از روانشناسان معتبر بسیار مهمتر است که تنها مدرک معتبر برای دادگاه پناهندگی است.

با مهر

شاهرخ رئیسی

عضو هیئت مدیره سازمان همجنس‌گرایان آلمانی

shahrokhax@yahoo.de

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:37  توسط آرش بی سکوت  | 

 این نوشته از نشریه چراغ 44 برداشته شده است :

 

انتقادهایی به سازمان

مهدی (همزاد)

 

سازمان، در عمر چند ساله‌ی خود، چهره‌ای از خود نشان داده که بعضی جنبه‌های آن ناخوشایند، غیرمنطقی و گاه حتا آزاردهنده بوده است؛ ممکن است بعضی نقدها و انتقادهایی که اینجا مطرح می‌شوند پیامد سیاست‌هایی باشند که اکنون بازنگری شده‌اند و یا پیامد رفتار شخصی ِ یکی یا بعضی از اعضایی باشد که اکنون نیستند. به‌هر حال اما، در دورانی که سپری شده، سازمان برای خود "شخصیت" مستقلی پیدا کرده که برآیند منش و کنش تک تک اعضا و تمامی تصمیم‌گیری‌های گذشته و حال است.

در این نوشته‌ی کوتاه، بعضی از مهم‌ترین کاستی‌ها و لنگی‌های سازمان، از دیدگاهِ شخصی نویسنده، بررسی شده است؛ واضح است که این انتقادها، به‌معنی ندیدن کمک‌ها و سودمندی‌های سازمان نیست و هدف، این است که سازمان بتواند به‌عنوان یک نهاد رسیدگی به حقوق همجنسگرایان، آینده‌ی کاری پربارتر و شفاف‌تری داشته باشد.

 

1. تشویق به مهاجرت:

یکی از اصلی‌ترین و پرتبلیغات‌ترین فعالیت‌های سازمان در طول این چند سال، حمایت و توجه فراوان آن به مهاجرت، همجنسگرایان پناهنده، رسیدگی به مشکلات ناشی از خروج از کشور، و مسایلی از این دست بوده است؛ تا حدی که این حمایت و توجه گاهی رنگ و بوی تشویق به فرار هم داشته است. بیانیه‌ها، خبرها، اقدام‌ها، کامیابی‌ها و به‌طور کلی برون‌داد‌های سازمان در این مدت، این فکر را پدید می‌آورد که سیاست و دکترین اصلی برای سازمان، خروج از کشور و پناهندگی است.

 

2. بی‌توجهی به همجنسگرایان داخل کشور.

یکی از مهم‌ترین ایرادهایی که به سازمان وارد است، کم‌توجهی فراوان به وضع و زندگی همجنسگرایان داخلی است که ارتباط نزدیکی با ایراد پیشین دارد. به‌نظر می‌رسد سازمان از همجنسگرایانی "خوش‌اش می‌آید" که از ایران خارج شده باشند و برای آن‌ها ارزشی در حد قهرمان قایل است. در حالی که بسیاری از همجنسگرایان که به دلیل‌های گوناگون علاقه، امکان، یا توان خروج از کشور را ندارند با مشکلات فراوانی در اینجا روبه‌رو هستند و به توجه، راهنمایی، و همدلی بسیاری نیازمندند. از سوی دیگر، برای پدید آمدن جنبشی در جهت دفاع از حقوق همجنسگرایان در کشور، باید آن‌ها را دعوت به ماندن، برنامه‌ریزی، فرهنگ‌سازی و تحرک بیشتر کرد، نه این که با موضعی منفعلانه، راه را برای خالی کردن میدان به آن‌ها نشان داد. اگر روند خارج‌نشین شدن همجنسگرایان تبدیل به روند غالب همجنسگراهای ایرانی شود، حرکت‌های همجنسگرایانه در ایران روز‌به‌روز پژمرده‌تر می‌شود و هیچ‌گاه امکان دست‌یابی به کمترین موفقیتی وجود نخواهد داشت.

 

3. پنهان‌کاری، ابهام، و رفتارهای کودکانه.

سازمان، از آغاز کار خود، رفتارها و برخوردهایی داشته است که وجهه‌ی او را در میان بخش بزرگی از همجنسگرایان مکدر کرده است. از بارزترین و بحث‌برانگیزترین کارها نام‌های ساختگی، دروغ‌گویی به‌منظور بزرگ و مهم جلوه دادن فعالیت‌ها، تبلیغات پر سر و صدا برای موفقیت‌های کوچک، و برخی رفتارهای تخریبی و مداخله‌گر بوده است. البته با مسایلی که در این یکی دو ساله پیش آمده و تلاشی که اعضای جدید برای شفاف‌تر کردن اوضاع سازمان داشته‌اند، به‌نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از پنهان‌کاری‌ها و ظاهرسازی‌ها مستقیما برآمده از ناشی‌گری و رفتارهای کودکانه‌ی آرشام پارسی است. یکی از عجیب‌ترین و آزاردهنده‌ترین این موارد، خلق شخصیت ساختگی هلیا پرند از سوی این شخص بود که از یک سو به تعریف و تمجید از آقای پارسی می‌پرداخت و از سوی دیگر برای برخی از فعالان (از جمله بچه‌های مجله‌ی ماها) مشکلاتی به‌وجود آورد.

 

4. رفتارهای بزرگ‌منشانه و انحصارطلبانه.

سازمان، به‌ویژه در دوران ابتدایی کار خود، در بیشتر مواقع برخوردی از موضع قدرت داشته است و این احساس را القا می‌کرده که دیگران باید خودشان را با منافع و برنامه‌های سازمان همراه و هماهنگ کنند. در واقع، به‌جای ایجاد فضای همدلی و تلاش برای این که کارها و حرکت‌های مشترکی انجام شود، سازمان علاقه‌ی وافری داشته که خود، جلودار همه‌ی پیشنهادها و فعالیت‌ها بشود. برخی از این رفتارها علنی و آشکار بوده و برخی دیگر، در رابطه‌های خصوصی سازمان با مجله‌ی ماها به دفعات دیده شده است.

 

این‌ها، تنها چند انتقاد عمده به رویه و منش سازمان بود و از یک طرف، می‌توان انتقادها و ایرادهای دیگری به آن افزود و از طرف دیگر، باید باز هم تاکید کرد که وجود سازمان به عنوان یک نهاد فعال و کارآمد، مفید و حتا ضروری است و نقد کردن رفتارهای آن، ابدا نباید به معنا نادیده گرفتن حرکت‌های مثبت و تلاش‌ها و رنج‌های اعضای آن تلقی شود.

 

مهدی (همزاد)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 15:19  توسط آرش بی سکوت  | 

این نوشته از نشریه چراغ 44 برداشته شده است :

 

سازمان به کجا می خواهد برود؟

باربد شب

سازمان به کجا می خواهد برود؟ فلسفه ی وجودی سازمان چیست؟ سازمان چقدر فرهنگی و چقدر حقوقی باید عمل کند؟ سئوال اصلی اما این است که سئوالات بالا را چه کسی باید پاسخ دهد؟ شورای دبیران؟ سردبیر چراغ ( ارگان سازمان ) ؟ دبیر کل سابق؟ بنیانگذاران سازمان؟

اگر پاسخ را به شخص یا اشخاصی واگذار کنیم، ناچار باید بپذیریم که با رفتن آن شخص یا اشخاص ، پاسخ به این سئوالات نیز عوض شود. بزرگترین مشکلی که سازمان دارد - از دید من - در سه عبارت خلاصه می شود : « مرامنامه، اساسنامه یا چارت تشکیلاتی و آیین نامه ی اجرایی ». چیزی که هیچگاه برای مخاطبین سازمان روشن و آشکار نشده.

1 : این نبودن مرامنامه است که تردید ایجاد می کند در اهداف سازمان که آیا کمک به پناهندگان به لحاظ حقوقی در اولویت قرار می گیرد،  یا راه اندازی کمپین برای فشار به دولت-حکومت ایران، ایجاد پایگاه مردمی و جلب حمایت های جهانی؟ آیا ایجاد بسترهای مالی برای جامعه ی اقلیت جنسی، مورد علاقه ی سازمان است یا ساخت بسترهای فرهنگی با هدف پذیرش فرهنگ باز جنسی در بین ایرانیان داخل و خارج کشور؟ به راستی اهداف سازمان چگونه طبقه بندی می شوند و این را باید از چه مرجعی پرسید در غیاب مرامنامه؟ طبیعی است که وجود مرامنامه و طبقه بندی اهداف می تواند حداقل تکلیف مخاطب را مشخص کند که با همین سازمان کار کند یا خواسته هایش را در نهاد دیگری جستجو کند و یا حتی خود، بنیان کانون دیگری را بگذارد؟

2 : چارت تشکیلاتی سازمان چیست؟ چرا شورای دبیران سازمان گاهی 6 نفر است و گاهی 4 نفر؟ چگونه یک فرد، عضو شورای دبیران می شود؟ آیا در سازمان چیزی به نام دبیر کل وجود دارد؟ اگر وجود دارد محدوده ی اختیاراتش چیست؟ تا به حال هیچگونه اساسنامه یا چارت تشکیلاتی از طرف سازمان، منتشر نشده. حتی کسی نمی داند این سازمان به لحاظ حقوقی چیست؟ یک ان جی او؟ یا چیز دیگر؟ سازمان برای پاسخگویی به انتقادهای مبنی بر تغییرات عجیب و غریب در طی چند سال گذشته، نیاز به وجود اساسنامه داشت و از آن مهمتر « آیین نامه ی اجرایی  ».

3 : آیین نامه ی اجرایی، آخرین حلقه از سه حلقه ایست که از دید من به همراه عدم صداقت کافی و عدم شفافیت، حال و روز سازمان را به اینجا کشانده سازمان اینک با موج بی اعتمادی در داخل و خارج از ایران روبه روست؛ چه اینکه این آیین نامه ی اجرایی است که در درون سازمان کارکرد قانون را دارد. آیا با وجود آیین نامه ی اجرایی کسی می توانست ادعا کند که همه ی اعضای دیگرش رفته اند خانه شان و این هم اعضای جدید؟!

دوستان من در شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایران

نمی شود گفت که آدم ها به ذات خوبند یا بد اما می توان با رسم چهارچوب ها و قواعد خاصی جلوی بسیاری از اتفاقات را گرفت. اختیار دادن بیش از حد به یک نفر و حمایت قاطع از او و سکوت دیگران بدون وجود یک قانون قوی، لاجرم همین اتفاقات اخیر را به وجود آورد و با ادامه ی این رویه باز هم خواهد آورد. صحبت بر سر یک متخلف نیست. صحبت بر سر بی در و پیکری است و بی قانونی که متخلف می سازد. اگر شما به صورت شفاف بر اهداف، روش رسیدن به اهداف و قانون داخلی می پرداختید امروز شاید من ناچار نبودم که سئوالات زیر را مکرراً بپرسم. اجازه بدهید در نبود مرامنامه، اساسنامه و آیین نامه ی اجرایی، چند سئوال کوچک از شما بپرسم. هر چند هنوز نمی دانم چه فردی و با چه عنوانی باید به این سئوالات پاسخ دهد :

1 : آیا شورای سازمان می پذیرد که در سال های گذشته بعضی از اعضای سازمان، با نام های مختلف و روش های مختلف به تخریب جریان های دیگر ( فعالین غیر سازمانی، مجلات و نویسندگان غیر همکار ) پرداخته اند؟ و آیا از این باب خود را موظف به عذرخواهی رسمی و جبران در عمل و تغییر این روش می دانند؟

2 : آیا شورای سازمان می پذیرد که بر خلاف آن چه در سخن و کلام دوستان آمده، در عمل بعضی از اعضای سازمان، خود را قیم و پدرخوانده ی اقلیت های جنسی می دانستند و با روش های مختلف و با ابزار مختلف تلاش کرده اند که این را به اثبات برسانند؟ و آیا دوستان در سازمان این قصد را دارند که عکس این مطلب را به صورت عملی و با نفی کارکرد غلط گذشتگان نشان دهند؟

3 : آیا شورای سازمان می پذیرد که عملکرد مالی دوستان در سال های گذشته و آشکار شدن همه یا بخشی از آن در دو اتفاق اخیر سازمان، به حق موجب بی اعتمادی شده؟ و آیا حاضرند که منابع مالی و روش خرج کردن آن را ( به جز در مواردی که آسیبی به پناهجویان و پناهندگان می رساند ) به صورت شفاف به اطلاع مخاطبان سازمان برسانند؟

4 : آیا شورای سازمان می پذیرد که با اطلاع رسانی ناقص و ایجاد امید واهی، به تبلیغ پناهجویی و پناهندگی پرداخته اند و از این طریق برای خویش به تبلیغ نشسته اند، بدون اینکه مشکلات فراروی پناهجویان را به اقلیت های جنسی داخل ایران گوشزد کرده باشند؟ و آیا این قصد را دارند که تمامی ابعاد پناهجویی را روشن و آشکار بازگو کنند؟

حتماً سئوالات و انتقادهای دیگری هم هست که به ذهن من نرسیده است. من خوشبینم به تغییرات فعلی سازمان. من  خوشبینم به همین درخواست نقدی که می کنید. به همین خودانتقادی این روزهایتان. من خوشبینم به این ادعا که قصد تغییر رویه دارید. من خوشبینم. خیلی های دیگر هم مثل من. آیا من و امثال من دوباره بدبین خواهند شد؟ این به گفتار و کردار شما در آینده بستگی دارد

با تشکر و احترام

باربدشب

1 شهریور 1387

21 آگوست 2008

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 19:0  توسط آرش بی سکوت  | 

 

خونه دار و بچه دار زنبیلو بردارو بیار ....

سوگواره ای برتبلیغات تاسف آور آرشام پارسی برای هرچه بیشتر تشویق کردن تمام دگرباشان ایرانی به آوارگی و پناهندگی

 

آرشام پارسی چه می کند و چرا ؟

این نوشته ای است از وبلاگ آرشام در تعریف قبولی پناهندگی ها « همه ی بچه ها می آیند، می مانند و می روند. اما این روند ادامه دارد و خوشحال هستم ... »

واقعا چه فاجعه ای توسط آرشام پارسی در حال شکل گیری است . چرا با این پروپاگاندای تبلیغاتی توسط آرشام پارسی همجنسگرایان در حال تشویق به خروج از ایران هستند ؟

من این را نوعی نسل کشی همجنسگرایان داخل ایران و حتی همجنسگرایان ایرانی خارج از ایران می دانم .

این چشم انداز تیره و تار است

خانه ی این تبلیغ از پای بست ویران است

ما می توانیم در ایران بمانیم و برای حق خود مبارزه کنیم بجنگیم به دار در بیاییم گلوله بخوریم

هزار بار بمیریم و دوباره زنده شویم و زنده گی کنیم

ولی آرشام چرا نمی خواهد یا نمی تواند ببیند که ما در ایران زنده ایم و زنده گی می کنیم

چرا با تبلیغات خود درصدد بی هویت کردن آنان به آواره گی کشاندن آنان محتاج به صدقه های سازمان های بین المللی کردن آنان و البته در کنار اش بهره برداری شخصی از این فضا و شرایط است ، نباید نسبت به این بی هویت سازی و آواره سازی همجنسگرایان ایرانی  توسط آرشام پارسی سکوت کرد و درست به همین دلیل برای ثبت در تاریخ همجنسگرایان ایران اعلام می کنم که تمام مسئولیت این اتفاقات ناگوار و جریان سازی های کاذب به عهده ی شخص آرشام پارسی می باشد و او هر چند که از پاسخگویی فرار کند در تاریخ همجنسگرایان نام خود را بعنوان عامل آواره کننده و فراری دهنده ی همجنسگرایان ایرانی ثبت خواهد کرد .

دوستی دارم که مدت هاست راجع به رفتن یا ماندن در حال بررسی داشته ها و نداشته هایش در ایران بود اینکه ماندن چقدر سخت است و رفتن چقدر سخت . اینکه ماندن چقدر خوب است و رفتن چقدر خوب . هفته ی پیش که او را در یک مهمانی دیدم هنوز از اینکه نمی داند برود یا بماند حرف می زد .

دیروز اما او با من تماس گرفت می خواست مرا ببیند برای خداحافظی ! به دیدن اش رفتم

تعجبم را از تصمیم فوری اش برای رفتن که دید گفت : « آرشام پارسی اومده ترکیه داره کارهمه ی پناهنده ها رو راه میندازه منم تصمیم گرفتم حالا که می خوام برم الان برم خیلی بهتره می خوام یه جوری برم که تا آرشام در ترکیه است برسم به اونجا تا آرشام کارم رو درست کنه ! »

این دقیقا اتفاقی است که دارد می افتد و آرشام پارسی دانسته یا ندانسته آن را دارد می اندازد .

و اما دلیل اینکه آرشام پارسی چنین می کند چیست ؟

آیا آرشام پارسی مزدور حکومت ایران است که با فراری دادن و خارج کردن همجنسگرایان از ایران می خواهد حاکمیت را از شر همجنسگرایان و مبارزات و مطالبات آنان راحت کند ؟

آیا آرشام پارسی یک هتروسکشوال ضد هموسکشوالیزم است ؟

آیا او به دلایل شخصی تمایل دارد ایران را از وجود تمام همجنسگرایان پاک کند؟

به نظر می آید که هیچکدام از اینها نباشد !

مشکل آرشام در بی پایگاهی او در ایران و بدنامی و رسوایی بی حد و حساب اش در ایران است به طوری که هیچ همجنسگرایی در ایران حاضر نیست خود را همراه و همگام او اعلام کند .

به حمایت های تک و توکی که از او شد نگاه کنید غیر از دو نفر پناهنده ی بی پناه (که البته ما بخاطر نیازمندی هایشان و ترسی که از خراب شدن کارشان توسط آرشام داشتند به آنها حق می دهیم که سردبیری اش را قبول کنند و مجیزش را بگویند) دیگر چه کسی از رفتارهای آرشام حمایت کرد ؟ دقیقا هیچ !

و همین هیچ باعث جنون آسا شدن رفتارهای آقای آرشام پارسی می شود .

آرشام پارسی مدل همجنسگرای احمدی نژاد است با همان روان نژندی ها و با همان اشتیاق بیمار گونه ی احمدی نژاد برای مطرح شدن در خارج از ایران به قیمت بیچاره کردن ساکنین ایران . و همان تمایل سیری ناپذیر او در معروفیت و گسترش قلمرو خود به هر قیمتی .

به رفتارهای هر دو دقت کنید تا خویشاوندی رفتاری این دو را دریابید !

آرشام پارسی یک احمدی نژاد همجنسگراست !  

به همان دلیلی که احمدی نژاد تقلا می کند کوتوله گی خود را با بالا رفتن از نردبان تکذیب هولوکاست جبران کند آرشام پارسی هم تقلا می کند بی ریشه گی خود در بین همجنسگرایان ایرانی را با بالا رفتن از نردبان نهادهای خارجی جبران کند و این دقیقا بخاطر بی پایگاهی و بی جایگاهی در بین همجنسگرایان ایران است .

به کارهای این آقای دبیرکل خود خوانده ی بی قلمرو دقت کنیم .

دقیقا مسئله در همین قلمرو و قلمرو سازی و تولید خدم و حشم است کسی که در داخل ایران برای خود هیچ پایگاه و جایگاهی نمی بیند چرا باید نخواهد که سر به تن این داخل نباشد و چرا باید نخواهد که تمام این داخل و داخلی ها را به غربت و آواره گی بکشاند که با یک تیر چندین و چند نشان به زعم خود بزند .

اولین هدف بی هدف کردن همجنسگرایان داخل ایران و بی انگیزه کردن و دلسرد کردن آنان در مبارزه برای رسیدن به حقوقشان است .

هدف بعدی که بسیار هم برای آرشام پارسی پر سود است افزودن به آماری که می تواند برای او تولید پول کند ، الان دیگر برای همه مشخص است که UN یا سایر نهادهای کمک رسانی برای سرپرستی 200 پناهنده کمک های خیلی بیشتری اختصاص می دهند تا برای سرپرستی مثلا 100 پناهنده و آرشام پارسی در این رابطه هر چه خود را عیالوارتر نشان بدهد تجارت پر سود تری را برای خود تدارک دیده است . 

سریر قدرت او اینک بر سراب ِ به پناهندگی کشاندن و آواره کردن همجنسگرایان ایرانی بنا شده است . در آواراگی و غربت هر چه افراد دردمند و نیازمند بیشتر برای آرشام پارسی بهتر . آمار آنها هر چه بیشتر شود می تواند کمک های مالی بیشتری را از نهادهای کمک رسانی جهانی به سوی آرشام سرازیر کند و چه کسی است که اصلا حسابرسی داشته باشد  و از این کمک های جهانی از آرشام که این کمک ها و پول ها چه می شوند و کجا می روند .

 

آقای آرشام پارسی

به تو التماس می کنم

به ترکیه که آمده ای پول ها را بردار و برو همه اش برای تو ولی خواهش می کنیم همجنسگرای ایرانی را به پناهندگی و آواره گی هر چه بیشتر تشویق نکن

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 16:40  توسط آرش بی سکوت  | 

 

شما چه فکر می کنید ؟! 

این 13 پست ِ آخر ِ وبلاگ آرشام پارسی در چند روز گذشته است با هم بخوانیم جالب است :

شاهرخ هم قبول شد

آگوست 22, 2008 روی 2:11 ب.ظ ·

طاهر هم به امریکا خواهد رفت

آگوست 22, 2008 روی 1:48 ب.ظ ·

پناهجویان دگرباش در ترکیه

آگوست 22, 2008 روی 6:27 ق.ظ ·

از روزی که به ترکیه آمده ام با دگرباشان زیادی ملاقات داشته ام.

پیمان به استرالیا خواهد رفت

آگوست 20, 2008 روی 6:23 ب.ظ

یک خبر فوق العاده

آتلان پناهجوی دگرباش ایرانی پس از گذشت 48 ساعت از مصاحبه ی قانونی اش در دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل به عنوان پناهنده شناخته شد

آگوست 20, 2008 روی 6:01 ب.ظ ·

دو دگرباش ایرانی پناهجو شدند

آگوست 18, 2008 روی 5:05 ق.ظ ·

ساسان هم به کانادا خواهد رفت

آگوست 18, 2008 روی 5:01 ق.ظ ·

شروین هم به کانادا خواهد رفت

آگوست 18, 2008 روی 5:00 ق.ظ ·

سعید هم به کانادا خواهد رفت

آگوست 18, 2008 روی 4:57 ق.ظ ·

ترکیه هستم

آگوست 16, 2008 روی 11:37 ق.ظ ·

مهران به امریکا می رود

آگوست 13, 2008 روی 9:50 ق.ظ ·

کامران هم قبول شد

آگوست 13, 2008 روی 9:49 ق.ظ ·

علی هم قبول شد

آگوست 13, 2008 روی 12:58 ق.ظ ·

 

چرا آرشام پارسی به شدت ِ خجالت آور بودن و نمایشی بودن این 13 خبرش پی نمی برد

چرا آرشام پارسی از حداقل ادبیات احترام گذاری به شعور مخاطبین خودش برخوردار نیست

چرا آرشام پارسی فکر می کند با دادن خبرهای پی در پی قبولی این و آن قند در دل ما آب خواهد شد

چرا آرشام پارسی فکر می کند با مخاطب ایرانی اش دقیقا می تواند با روش پرو پاگاندای شوهای تلویزیونی اش صحبت کند

چرا آرشام پارسی نمی تواند بفهمد با این رفتارهای کودکانه به هیچ جای بزرگی نخواهد رسید

چرا چرا چراااااااااااا........

.......................

این رشته سر دراز دارد احتمالا این ورژن جدید که تاکنون سر از 13 فقره خبر در آورده تا عددهای خیلی بالا بالا صعود خواهد کرد بالاخره هر چی نشه همه باید پی ببرند که آرشام پارسی چقدر خوب است و ناز است و به فکر پناهندگان است وهی برایشان نامه می نویسد و هی برایشان نامه می نویسد و کارهای آنها را پی گیری می کند و کارهای آنها را راه می اندازد و کارهای آنها را رتق و فتق می کند و کارهای آنها را فتق و رتق می کند و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ناز است و از اینا ......   

 

خودتان را آماده کنید دوستان عزیز آرشام جان در دور خط تولید جدید افتاده است و چون گشت و گذار 65 روزه در آمریکا و نوشتن از فلان کلاه که دوست دارد و عمو جان و پسر عمو جان آبرویی در بین دگرباشان برایش به جای نگذاشته است او سریال سوپرمن را تا احتمالا 40 قسمت تقدیم شما خواهد کرد ( البته که ترکیه مثل آمریکا به درد 65 روز ماندن نمی خورد ولی فعلا لازم است در این اوضاع و احوال یک چند روزی آنجا بماند ) در ضمن تا اطلاع ثانوی هیچگونه خبری از خودکشی و غیره منعکس نخواهد شد چون فعلا لازم نیست . تاکنون 13 قسمت از این شو نمایش داده شده است و احتمالا 27 قسمت دیگر تقریبا به شرح زیر توسط آرشام جان تقدیم خواهد شد : 

 

کامبیز قبول شد

آگوست 26, 2008 روی 6:08 ب.ظ ·

پرویز قبول شد

آگوست 26, 2008 روی 6:07 ب.ظ ·

تازه چنگیز هم قبول شد

آگوست 26, 2008 روی 6:06 ب.ظ ·

اِ شما نمی دونید داریوش به کانادا می رود

آگوست 26, 2008 روی 6:05 ب.ظ ·

صمد به نیویورک می رود

آگوست 26, 2008 روی 6:04 ب.ظ ·

ممد به هلند می آید

آگوست 26, 2008 روی 6:03 ب.ظ ·

من الان در ترکیه ام دارم هی کار می کنم هی کار می کنم

آگوست 26, 2008 روی 6:02 ب.ظ ·

حیدر با صفدر می رود

آگوست 26, 2008 روی 6:01 ب.ظ ·

مهدی به بحرین می رود

آگوست 25, 2008 روی 5:58 ق.ظ ·

شوشا داره قبول می شه

آگوست 25, 2008 روی 5:57 ق.ظ ·

شیشه پنجره ی مهران شیکسته رفتم تا صبح جلو پنجره وایستادم تا سردش نشه

آگوست 25, 2008 روی 5:56 ق.ظ ·

احمد به افغانستان می رود

آگوست 25, 2008 روی 5:55 ق.ظ ·

اکبر به لبنان می رود

آگوست 25, 2008 روی 5:50 ق.ظ ·

من الان در ترکیه ام دارم هی کار می کنم هی کار می کنم

آگوست 25, 2008 روی 5:40 ق.ظ ·

وحید هم پرید

آگوست 25, 2008 روی 5:30 ق.ظ ·

سه دگرباش ایرانی پناهنده گی یشان شد

آگوست 25, 2008 روی 5:20 ق.ظ ·

شیش تای دیگر هم بیشتر شدند

آگوست 25, 2008 روی 5:10 ق.ظ ·

مجید رفت

آگوست 25, 2008 روی 5:00 ق.ظ ·

سعید الان اومد

آگوست 24, 2008 روی 11:40 ق.ظ ·

کامبیز دوباره قبول شد

آگوست 24, 2008 روی 11:39 ق.ظ ·

من الان در ترکیه ام دارم هی کار می کنم هی کار می کنم

آگوست 24, 2008 روی 11:38 ق.ظ ·

تیمور داره میره که داشته باشه قبولی رو

آگوست 24, 2008 روی 11:37 ق.ظ ·

پژمان را قبولوندم فرستادمش استرالیا حال و هول

آگوست 24, 2008 روی 11:37 ق.ظ ·

کامبیز برای سومین بار قبول شد - بهش گفتم نگران نباش تامن ترکیه هستم تو رو دویست بار قبول میکنم

آگوست 23, 2008 روی 12:45 ق.ظ ·

سامان به آلمان می رود

آگوست 23, 2008 روی 12:40 ق.ظ ·

پیمان خیلی خوشگله حتما قبول میشه به کانادا

آگوست 23, 2008 روی 12:35 ق.ظ ·

واییییییییی من چقدر در ترکیه ام دارم هی کار می کنم هی کار می کنم

آگوست 23, 2008 روی 12:30 ق.ظ ·

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:40  توسط آرش بی سکوت  | 

آقای آرشام پارسی ما هنوز منتظر جواب هستیم

حتی با شنیدن سخنرانی های خامنه ای هم اینقدر احساس عصبانیت در توهین به شخصیت انسان ها و خود را مالک همه چیز دانستن آنها نمی کنم که با خواندن حرف های آرشام پارسی .

به برگ برگ نوشته های آرشام نگاه می کنیم چه چیزی غیر از رفتار یک گله دار برای چراندن مشتی گوسفند در آن می بینیم ؟

آرشام عزیز تو می توانی خودت را هر چیزی ببینی ولی چرا به خودت اجازه می دهی که دیگران را و در اینجا دگرباشان را که ناجوانمردانه از نام آنها سوءاستفاده می کنی مشتی گوسفند ببینی ؟!

آرشام عزیز چرا تو واقعا فکر می کنی به همین راحتی می توانی به شدت غیر ایرانی و آشکارا در تضاد با حرمت انسان ها صحبت کنی ؟! 

آرشام عزیز چرا کسی به تو یاد نمی دهد که اینقدر به مخاطبین ایرانی ات توهین نکنی ؟

آرشام عزیز آیا واقعا زمان های زیادی را مشغول نمایش در پشت دوربین های خارجی بودن این مقدار تو را با ایران و ایرانی بیگانه و منزجر کرده که هیچ احترامی به مخاطب ایرانی ات نمی گذاری؟

تو آمده ای با نام و عنوان دگرباشان ایرانی در حال دریافت کمک های مالی از سازمان های جهانی هستی بعد به این راحتی از این حرف می زنی که اینجا مال خودمه! اگر جرات داری تکذیب کن تا لیست تمام کمک ها که به نام و عنوان دگرباشان گرفته ای در اینجا آورده شود . آخر تا چه حد یک انسان می تواند خودش را به بی مسولیتی بزند؟ من پیشنهاد می کنم اسم سازمانی را که می خواهی برای بروز رفتارهای شخصی ات در اختیار خودت داشته باشی بگذاری « سازمان شخصی آرشام پارسی و شرکا برای دفاع از حقوق دگرباشان ایرانی » اینطور مطمئن باش دیگر هرگز به تو اعتراض نخواهیم کرد و به هیچ کار تو هم کاری نداریم

ولی تو الان نام دگرباشان را برای منافع شخصی خودت به گروگان گرفته ای وآن را بدون اجازه از دگرباشان به انحصار خودت در آورده ای پس چرا اینگونه سخن می گویی ؟

 

نوشته ی آرشام را می بینیم :

 

من، آرشام پارسی، بنیانگزار ( آخ که این کلمه ی بنیانگزار چقدر جالبه و آرشام  چقدر ذوق می کنه برای چسباندن اون به خودش از طرفی خیلی خیلی جالبه که کسی خودش به خودش بگه – من بنیانگزار- حال می ده دیگه ) و مدیر سازمان دگرباشان جنسی ایرانی (ایرکیو) بدینوسیله به اطلاع عموم می رسانم به دلیل اهمیتی که جنبش دگرباشان برای من، و تک تک همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان ایرانی دارد، و حیثیت و آبروی ما از سازمان ها، نشریات و وبلاگ های مان جدا شدنی نیست، و تنها با هدف زنده نگه داشتن سازمانی که پایه هایش را از هشت سال پیش بنیان نهاده ام ( این سازمان را تو بنیان ننهادی این سازمان را نازنینی به نامم سپنتا بنیان نهاد و تو در روشی ناجوانمردانه و با جلو انداختن مشکلات زیاد برای او آن را تصاحب کردی ) و امروز در زمره ی خوش نامترین سازمان های حقوق بشری دگرباشان جنسی به شمار می رود ( کجا و بین چه کسانی آقای آرشام پارسی ؟ ! اگر این به اصلاح خوشنامی که از آن دم می زنید بین کانال های ماهواره ای و ارگانیزیشن های ایرانی و خارجی موجود در ینگه دنیا است که هیچ اطلاعی از دنیای درون ما در ایران ندارند این حمایت و به اصطلاح شما خوشنامی نوش جانتان و گوارای وجودتان ولی اگر منظورت از خوش نامترین در بین همجنسگرایان ایرانی است خودت خوب می دانی که متاسفانه تو بدنام ترین مشکوک ترین و غیر قابل اعتماد ترین فرد در بین همجنسگرایان ایرانی هستی . برای اثبات یا عدم اثبات آن اگر جراتی در تو هست بیا و رفراندمی در بین همجنسگرایان ایرانی برگزار کن مطمئن باش با رای قاطع و بی رقیبی بعنوان بدنام ترین فرد در بین دگرباشان انتخاب خواهی شد گر چه مطمئن هستیم که تو هرگز تن به این رفراندم و نتایج آن نخواهی داد )  و تعداد زیادی از دگرباشان ایرانی از آن درخواست کمک و یاری دارند، ( بله مشکل دقیقا در همینجاست و اعتراض شدید ما هم به همین جنایت پیشه رفتار کردن تو در این مورد است تو متاسفانه در کمال ناجوانمردی از این مشکل داری سو استفاده می کنی دگرباشان ایرانی مخصوصا پناهجویانه سرگردان در کشورهای مختلف برای اثبات همجنسگرا بودن خود مجبورند تایید یک سازمان را مبنی بر همجنسگرا بودنشان داشته باشند و تو چون این اسم و عنوان را در چنگ خود گرفته ای از آن به نحو شرم آور و نفرت انگیزی سواستفاده می کنی ما درک می کنیم که اگر کسی از جان خودش سیر شده باشد و خدایی ناکرده کوچکترین مخالفتی در خارج از کشور با تو بکند چه سرنوشت شومی از تایید نشدن و به ایران دیپورت شدن و نیست و نابود شدن در انتظارش است ما درک می کنیم که دوستانمان مجبورند از تو درخواست کمک و یاری کنند و سوگوارانه می دانیم که تو هم از این درخواست کمک فقط برای منافع خودت و پز دادن به آن مثل همینجا که گفته ای استفاده می کنی ) و همچنین برای روشن ماندن چراغی که چهل و سه ماه دست هایمان را حایل آن کرده ایم تا خاموش نشود، تا به امروز به اتهاماتی که به من وارد شده است پاسخی نداده ام.( چرا پاسخی نداده ای ؟! یعنی پاسخ ندادن نشانه ی از خود گذشته گی تو است ؟ جل الخالق ! از کی تا حالا پاسخ ندادن به سوالات بی شمار مردم نشان از نوعی فدارکاری است ؟ اگر پاسخ به پرسش های مردم ندادن نوعی فداکاری است احتمالا حکومت های ضد مردمی که وقت خود را برای پاسخ دادن به مطالبات مردم تلف نمی کنند فداکارترین هستند )

زمانی که هدف، رشد و تقویت جنبش دگرباشان جنسی ایرانی برای دست یافتن به آزادی و برابری حقوقی باشد، دیگر فرقی نخواهد کرد که فعالان این جنبش در چه ساختاری کار می کنند.( امیدوارم به این حرفت اعتقاد داشته باشی و کسی از پناهندگان را با تهدید به بازگرداندن به ایران مجبور نکنی که حتما با سازمان های شخصی تو همکاری کنند )

وقتی امروز را با هشت سال پیش مقایسه می کنیم به وضوح می بینیم که چه رشد و تغییراتی را پشت سر گذاشته ایم و باید دریابیم که چه وظیفه ای در قبال آینده به دوش داریم. سرمایه های امروز جنبش ما دو سازمان، شش نشریه، صدها وبلاگ و هزاران دگرباش ایرانی است. رسیدن به هدف، تنها در گرو تقویت این سرمایه ها خواهد بود. ( امیدواریم در این گفته یعنی تقویت همه ی آن نشریات و سازمان ها راستگو باشی ولی در زمانی که هلیا پرند بودی خیلی دشمن نشریات دیگر و وبلاگ نویس ها بودی )

بارها در سخنرانی ها و مصاحبه هایم متذکر شده ام که من رهبری جنبش دگرباشان جنسی را به عهده ندارم چون به «رهبری» اعتقادی ندارم. نماینده ی همه ی دگرباشان جنسی ایرانی هم نیستم چون انتخاباتی در میان نبوده است. من به این دلیل فعال حقوق دگرباشان جنسی ایرانی شده ام که نیاز آن را حس کردم. هر فردی که این «نیاز» را حس کند، می تواند فعال حقوق دگرباشان جنسی شود. ( با انحصار دریافت کمک به نام دگرباشان از نهادهای بین المللی و هزینه کردن آن در جهت اهداف شخصی و گشت و گذار65 روزه در امریکا چه خواهی کرد ؟ ) من تصمیم گرفتم در جایی بایستم که می بایست می ایستادم. و امروز پس از گذشت هشت سال به انتخاب آن روزم افتخار می کنم. ( ما هم برای تو آرزوی موفقیت می کنیم ولی خواهش می کنیم دست از سر دگرباشان بردارو در تنور آنان برای خودت نان نپز وقتی هم که تنور خاموش است آن را به آتش نکش تا برای خود نانی بپزی فقط همین عزیز و این که توقع زیادی نیست)

برای احترامی که به کلیّت جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی و این گونه «ایستادن»ها قائل هستم، از اتهام هم واهمه ای ندارم. اتهام ها را می خوانم، می شنوم و به شدت تکذیب می کنم اما مقابله و بحث و جدل نمی کنم. چون کارهای مهمتری است که باید انجام داد.( مگر بخشی از وظایف تو پاسخگو بودن و احترام به افکار عمومی نیست؟ چرا به پاسخگو نبودن و عدم توجه به افکار عمومی علنا افتخار می کنی؟)

من به دلایل شخصی فعال حقوق دگرباشان نشده ام که بخواهم به دلیل اتهام هایی که به شخص من وارد می شود انجام مسئولیت هایم را به تاخیر بیاندازم و پاسخ دهم.( آن صغری و این کبری هیچ نسبتی با هم ندارند اتفاقا دقیقا به همین دلیل باید رفع ابهام سازمانی کنی چون به قول خودت دنبال منافع شخصی نیستی . نیستی ؟ نیستی ) به نظر من انرژی و وقت محدود ما باید صرف بهبود شرایط جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی شود نه چیز دیگر.( پس چرا الان در ترکیه مشغول تهدید و ترساندن پناهجویان بی پناه برای حمایت از خودت هستی ؟ )

مهم این است که سازمان دگرباشان جنسی ایرانی هنوز همانند قبل فعالیت می کند، به درخواست های پناهجویان پاسخ می دهد، ( به درخواست همه ی پناهچویان دگرباش پاسخ می دهد ؟ یا دودمان کسانی را که کوچکترین مخالفتی با تو بکنند را به باد می دهد ) در جلسات و کنفرانس ها حاضر می شود و تلاش می کند که جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی روز به روز به آزادی و برابری حقوقی نزدیک تر شوند.

با احترام فراوان

آرشام پارسی

بنیانگزار و مدیر سازمان دگرباشان جنسی ایرانی ( خوب با این دوباره آوردن بنیانگزار همه فهمیدیم که از این به بعد تو آن را همه جا دنبال اسم خودت خواهی آورد تا همه بدانند که آنجا مال مال تو بوده است مال خود ِ خود ِ خودت . فقط یک خواهش اگر اینقدر احساس شخصی بودن آنجا را برای خود ِ خودت می کنی لطف کن و از اسم عمومی استفاده نکن متشکر می شویم )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 20:0  توسط آرش بی سکوت  | 

این نامه را برای آرشام پارسی فرستاده ام و از آنجایی که هیچ پاسخی به آن نداده است آن را در اینجا می آورم :

 

سلام آقای آرشام پارسی

راستی من اجازه دارم که الان شما را با چه عنوانی صدا نمایم دبیرکل سابق ؟ یا طبق خواسته و اراده و دستور خودت دبیرکل و مسئول اول و آخر تمام فعالیت ها، انتشارات، برنامه ها، و ارتباطات سازمان تک نفره ؟

چطور است فعلا بی خیال عنوان بشویم چون فعلا تو اخراج رو که قبول نداری و چه بسا اگر تمام دگرباشان ایرانی هم در تمام جهان جمع شوند و تو را اخراج کنند تو در رفتاری پدرسالارانه و از موضع بالا همه ی دگرباشان را از دگرباش بودن و داخل آدم بودن اخراج کنی ،

و از طرفی افکار عمومی دگرباشان هم که نه تو را و نه سازمان غصب شده ی تک نفره ات را قبول ندارد

پس فعلا بی خیال عناوین می شویم و فقط می گویم آقای آرشام پارسی ، شاید این اتفاقا خیلی هم برای تو بد نباشد تا بتوانی لحظاتی از عنوان هایی که  به خودت چسبانده ای فاصله بگیری و با تعریف های انسانی بعنوان یک انسان با محیط دور و اطراف خودت روبرو شوی بدون خیره ماندن در فلاش دوربین هایی که چند سالی است تو را مست خود کرده اند

بهرحال آقای آرشام پارسی عزیز چطوری خوبی ؟

اگر از احوالات ما بچه های ایران خواسته باشی ملالی نیست جز دوری اندکی سلامت و انصاف و صداقت و احترام به اندیشه ی انسانی در عملکرد شما !

راستش آرشام جان این عدم سلامت شما ما بچه ها را بسیار نگران کرده است 

نامه ات هم که به دستمان رسید ( همان اطلاعیه ی چند خطی چاپ شده در چراغی که بیرون دادی اطلاعیه ای که خودت به نام یک سازمان صادر کرده بودی و از محتوای سطحی و مضطرب و بی حوصله اش معلوم بود که چقدر با موضوع سرسری و بی اعتنا به افکار عمومی برخورد می کنی ) بیشتر نگران سلامتی ات شدیم .

 

یک دقیقه از تو خواهش می کنم بی خیال دوربین هایی که در اطراف ات برق برق می زنند بشوی و بیایی تا با هم نامه ات را بررسی کنیم تا متوجه شوی که چرا بچه ها نگران سلامتی و انصاف و صداقت و احترام به اندیشه ی انسانی در عملکرد شما هستند .

نامه ات اینگونه و با این اسم شروع شده در ضمن در میان نامه ات من هم با رنگ سرخ سوال های خودم را در بین متن از تو می پرسم :

 

اطلاعیه سازمان دگرباشان جنسی ایرانی

از تاریخ اول جولای دو هزار و هشت، شورای سابق دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی (نیاز سلیمی، ساقی قهرمان، ویکتوریا طهماسبی، سام کوشا، روشن برهان) به صورت قانونی تغییر کرده است( طبق کدام قانون آقای آرشام پارسی ؟ لطف فرموده ارگانیزم این قانون را برای ما تبیین فرمایید یعنی بفرمایید طبق فلان بند و فلان بند انجام گردیده و همچنین بزرگواری فرموده و مکانیزم اجرای این قانون یعنی نحوه ی انجام آن را هم برای همان دگرباشان جنسی ایرانی که شما خودتان را خدمتگذار آنها می دانید بیان فرمایید ، آیا جلسه ای تشکیل شده و برای این کار رای گیری انجام شده است ؟ روند این کار چگونه بوده است یعنی در جلسه راجع به چه موضوعی رای گیری به عمل آمده است و آن موضوع چه مقدار رای آورده است آیا شما در آن جلسه ی شش نفره راجع به اخراج یا تعویض آن پنج نفر رای گیری و تصمیم گیری کرده اید ؟ اگر منظور شما از «به صورت قانونی» هیچکدام از اینها که پرسیدیم نیست توضیح بفرمایید که منظور شما از بصورت قانونی چیست و شما به چه چیزی قانون می گویید و اصولا قانون شما چیست و در کجا حاکم است و شما کدام قانون را قبول دارید؟). مجتبی و پدرام، اعضای جدید شورای دبیران سازمان ایرکیو در سمت معاون و حسابدار به مسئولیت هایشان در راه گسترش حقوق بشر دگرباشان جنسی ایرانی ادامه خواهند داد( بسیار خوب است که سازمان آنقدر پتانسیل دارد که بلافاصله شما می توانید در جا یک معاون و یک حسابدار که کار خیلی مهمی باید انجام بدهد را انتخاب کنید ولی خواهش می کنیم شما بفرمایید روند انتخاب آن دو نفر چگونه بوده است ؟ آیا برای انتخاب آنها از شورایی یا هیئتی قانونی رای دریافت کرده اید یا خودتان تک نفره تصمیم گرفته اید که یک شبه معاون و حسابدار انتخاب کنید؟ در ضمن با عرض پوزش با توجه به اینکه شما سوابق بسیاری در جعل اسامی و هویت های ساختگی و استفاده های ابزاری و شخصی و مشکوک از آنها دارید و این کار در طول سالیان متمادی با ساختن اسامی آرین ورجاوندی ، هلیا پرند ، و ... انجام شده است و افکار عمومی دگرباشان در این رابطه به شما مطلقا اعتماد ندارد و شما سوابق بسیار بدی در این رابطه دارید جهت جلوگیری از سوءتفاهم و برای اطمینان از وجود واقعی افرادی به نام مجتبی و پدرام خواهشمند است فقط آی دی آنان را در اختیار دگرباشان قرار بدهید البته نیازی نیست اطلاعات بیشتری از آنها در اختیار ما قرار بدهید و ما فقط به آشنایی با آنها از طریق آی دی اکتفا خواهیم کرد ضمن اینکه داشتن آی دی آنان توسط دگرباشان حداقل این فایده را خواهد داشت که دگرباشان در صورت تمایل یا نیاز با آنان به گفتگو بپردازند و یکی از فواید این گفتگوی دو طرفه بین دگرباشان و آقایان مجتبی و پدارم این است که دگرباشان حداقل می توانند از میزان آگاهی ها و توانایی های آنان در انجام وظایف خطیر معاون کل و حسابدار آگاه شوند ). مسئولیت فعالیت ها، انتشارات، برنامه ها، و ارتباطات سازمان ایرکیو از آن تاریخ ( از کدام تاریخ ؟ در آن تاریخ چه اتفاقی افتاده است ؟ آنها که این مسولیت ها را داشته اند استعفا داده اند یا شما تصمیم به تصاحب همه ی این مسئولیت ها برای خود گرفته اید )   به بعد به عهده ی آرشام پارسی می باشد ( آرشام پارسی می خواهد از این به بعد مسئولیت فعالیت ها، انتشارات، برنامه ها، و ارتباطات سازمان ایرکیو را برای خودش بردارد ؟ آیا فکر نمی کنید این برای شما یک کم زیاد باشد ؟ ) و  اعضای سابق شورای دبیران مسئولیت و تعهدی نسبت به آن نخواهند داشت.

سازمان های عام المنفعه ی غیردولتی مانند هر سازمان دیگری با همین چرخش ها و تغییرات طبیعی و ناگریز است که به حیاتش ادامه می دهد( آقای آرشام پارسی اگر این کارها برای شما خیلی طبیعی است باید به اطلاعتان برسانیم ما در هیچ سازمان عام المنفعه غیر دولتی یا حقوق بشری حتی با فرهنگ های نامتمدن هم ندیده ایم که یک نفر چون خودش اخراج شده است همه را اخراج کند یک شبه البته فقط در شرکت هایی که مدیر عامل آن تمام سرمایه ی شرکت را مال خودش می داند ممکن است این اتفاق بیفتد ! شما که البته سازمان را ملک شخحصی خود و مایملک خود نمی دانید ! می دانید؟  بهرحال بر خلاف تلاش شما برای عادی و طبیعی نشان دادن این رفتار قرون وسطایی این رفتار اصلا هم طبیعی و عادی  نیست) . تغییر همچنین نشانه ای از رشد و تکامل هر سازمانی می تواند باشد که سازمان دگرباشان جنسی ایرانی از آن جدا نیست ( بله حتما تغییر نشانه ای از رشد و تکامل هر سازمانی می تواند باشد حتی اگر این تغییر شامل دبیرکل سابق آن و یکی از اعضای شورای دبیران بعدی آن باشد) . سازمان ایرکیو با کمک دگرباشان جنسی ایرانی و حامیان جهانی از تمام  آنها همانند قبل به تلاش هایش ادامه خواهد داد. ( دقت در این کلمه دقیقا می تواند به رمز گشایی از دلیل رفتارهای توهین آمیر و تحکم آمیز تو با همجنسگرایان ایرانی کمک کند ! حامیان جهانی این دقیقا نقطه ی اتکای شماست و همین هم باعث می شود که شما مستهظز به آن حامیان خارجی اهمیتی به افکار عمومی دگرباشان ندهید و تمام سوال ها را در سکوت و بی اعتنایی توهین آمیز رها کنید ، آقای آرشام پارسی درست است که افکار عمومی دگرباشان ایرانی برای شما اصلا و ابدا به اندازه ی پاسخگویی به فلان برنامه و شوی تبلیغاتی تلویزیونی در فلان شبکه ماهواره ای ارزشی ندارد و شما ارزشی را که برای کت و شلوار پوشیدن و کراوات زدن و مصاحبه حتی با کانال های دست چندم قائل هستید بسیار بیشتر از ارزشی است که برای دگرباشان ایرانی و سوال ها و اعتراضات آنها قائل هستید ولی باید دقت کنید که اگر شما هر امکاناتی هم از آن حامیان خارجی که خودتان گفته اید و به پشتیانی آنها دل خوش کرده اید می گیرید با استفاده از نام همین دگرباشان تحت ستم داخل می گیرید ، به نظر من وقتی که شما شصت و پنج روز معلوم نیست با استفاده از کمک های کدام حامیان خارجی در امریکا در حال عکس انداختن با کلاه هایی که زیاد دوست دارید بودید اگر صدای اعتراضات جامعه ی دگرباشان ایرانی را می شنیدید که می گفتند وقتی بچه های ما در بین آتش و خون در ایران و در غربت پناهندگی بین محرومیت و بی امکاناتی در حال نابود شدن هستند این آقا آرشام دارد در آمریکا با این هزینه های سرسام آور چگونه سیر و سیاحت می کند اگر شما صدای آن اعتراضات را می شنیدید شاید الان با خجالت بیشتری خوشحالی خود را از حمایت حامیان خارجی لو می دادید ، ضمن اینکه آقای آرشام پارسی حامیان خارجی که شما با خوشحالی تکیه ی خودت را به آنها در اینجا ابراز کرده ای ممکن است برای سرازیر کردن پول بیشتر به درآمدهای شما به درد بخورد ولی هیچ کمکی را به شما برای محبوب شدنتان در بین دگرباشان ایرانی نمی تواند بکند که اتفاقا باعث منفور گشتن بیش از پیش شما در بین دگرباشان ایرانی و بدهکار شدن شما به تمام دگرباشان پناهنده خواهد شد که حق و حقوق ابتدایی آنها در اختیار شما قرار می گیرد و آنها ناچارند در سختی و بی امکاناتی وحشتناک و کشنده با مرگ دست و پنجه نرم کنند و گاهی از شدت مشکلات دست به خودکشی برنند ، یک مورد از آنها کنار گوش تو در همان شهری که تو زندگی می کنی از شدت مشکلات خودکشی کرد و تو برایش هیچ کاری نکرده بودی و فقط بعد از مرگ اش خبر آن را انعکاس دادی !)

ما از تمام اعضای شورای سابق دبیران سازمان به دلیل فعالیت های ارزشمندشان برای جامعه دگرباشان جنسی تشکر و قدردانی می کنیم.

سازمان دگرباشان جنسی ایرانی ( خوب نامه ی تو یا به اصطلاح اطلاعیه ی تک نفره ی تو که به نام سازمان دگرباشان جنسی ایرانی نشر داده بودی تمام شده ولی سوال های من هنوز تمام نشده است ولی بخاطر شلوغی سر تو در ارتباط با حامیان خارجی ترجیح می دهم به همین مقدار اکتفا کنم و بیشتر وقت تو را نگیرم و متشکر خواهم شد اگر در وقت استراحت بین دو مصاحبه ی تلویزیونی مهم یا بین دو مسافرت شرق و غرب خودت چند دقیقه ای وقت بگذاری و پاسخ این پرسش ها را بدهی . با تشکر مجدد .)

دوست تو

آرش بی سکوت  

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:14  توسط آرش بی سکوت  | 

متن زیر گزارش بخشی از اتفاقاتی است که افتاده است و منجر به اخراج آرشام پازسی از سازمان دگرباشان جنسی ایران گردیده . این متن بعنوان سخن سردبیر در شماره 43 نشریه چراغ   منتشر شده 

  

سخن سردبیر

 

در مارچ 2007 پس از اینکه مدیر مسئول وقت با چاپ نامه ای جعلی بر علیه نشریه ی «ماها» اعتراضات درست و بسیاری را برانگیخت هیئت مدیره ی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، مسیری قانونی را طی کرد و بر تغییرات با توجه به شرایط و اطلاعات مربوط که در آن زمان ممکن بود نظارت کرد ، و مانع از فروپاشی و بروز سیر غیر قانونی ساختار سازمان شد.

 

تغییراتی که امروز در ساختار سازمان انجام گرفته است نیز نه تنها طبیعی نیست، در هیچ انجمن و سازمانی به طور عادی و معمول اتفاق نمی افتد. این تغییرات که در بیانیه ی سازمان منعکس شده است، سرنوشت طبیعی یک سازمان غیر انتفاعی نبوده، بلکه نتیجه ی عملکرد غلط و تصمیم گیری های نادرست دبیرکل سابق و عضو سابق شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی است. شورای دبیران سازمان، تا آخرین لحظه ی ممکن به دلایل متعدد از اخراج آرشام پارسی از ساختار سازمان خودداری کرد و یکی از آن دلایل به سادگی این بود که با ادامه ی حضور ایشان در سازمان، می شد اطمینان داشت چیزی شبیه کراوات در دست شورای دبیران باقی است تا امکان کنترل رفتار غیر معقول ایشان در صورت لغزیدن به سراشیبی، موجود باشد.

یکی از نگرانی های شورا آن بود که فردی که با وجود کنترل روز افزون شورا، مایه نگرانی روزافزون است، بدون این کنترل با سرنوشت چه افراد و اهدافی ممکن است بازی کند. با این همه، و با اعمال کنترل در حد توان یک شورای دبیران، و با بذل حوصله در تفهیم شیوه های درست در برابر شیوه های نادرست بکار رفته از جانب آرشام پارسی، ایشان موفق شدند تا آخرین ذره ی توان این شورا را به اتمام برسانند.

 

آرشام پارسی زمانی از شورای دبیران سازمان اخراج شد که هیچ امکانی برای ادامه ی حضور خود در این سازمان باقی نگذاشته بود.

 

این سازمان و اهدافی که در کسب حقوق انسانی و شهروندی دگرباشان جنسی ایرانی دنبال می کند ارزش آن را دارد که انرژی ما را برای کسب اطمینان از دنبال کردن هدف های سازمان و نه اهداف شخصی، صرف خود کند. این سازمان و نامی که از جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی قرض گرفته است شایسته ی آن است که با صرف عمر و انرژی ما، در محدوده ی اعتبار و احترام نام خود باقی بماند و دست آوردهایش برای حفظ اعتبار جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی صرف شود و به هیچ مصرف دیگری نرسد.

هر کدام از ما، وقتی به این سازمان پیوستیم، گمان این را داشتیم که جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی پرچم یک مبارزه را به دست یکی از اعضای خود داده است و هر گونه کمک ما به این عضو جامعه ی دگرباشی، همیاری و همبستگی ما با این جامعه به شمار خواهد آمد.

هر کدام ما از همان لحظه ای که کشف کردیم داستان اینگونه نیست، توان خود را صرف تصحیح این اشتباه کردیم. تلاش برای اصلاح سازمان، از یک سال و نیم پیش شروع شد. اگر تا به امروز طول کشیده است به دلیل آن بوده که ما از خود دیواری درست کردیم و سعی کردیم خرابی ها در داخل سازمان اصلاح شود و هیچ خبر ناگواری تا جایی که امکان تبدیل آن به خبری خوب است، به بیرون سازمان کشیده نشود. موفق نشدیم. در سه هفته ی اخیر نیز با مشاوره ی بخشی از جامعه ی دگرباشی، در پخش خبر حوصله کردیم. در عین حال اقدام های لازم را هم با مشورت با سازمان های حقوق بشری انجام دادیم. امکانات ما، حرکت در محدوده ی قانون است.

خواست ما نیز حرکت در محدوده ی قانون است، و بر طبق همین قانون، شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، خود را منحل نکرده است و همچنان به کار خود ادامه می دهد و تصمیم ندارد خود را منحل کند و از کار دست بکشد.

جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی با وجود نیمه پنهان بودن چهره های درخشان اش، چهره ی درخشان کم ندارد. چرخ این جامعه به دست این جامعه می چرخد و تا این جامعه با این همه چهره حضور خود را اعلام می کند، این چرخ به دست همین جامعه خواهد چرخید. شورای سازمان دگرباشان جنسی ایرانی هم همراه همان جامعه، به اصل و به نیاز به شورایی بودن خود پابیند می ماند و به عنوان یک مجموعه حرکت می کند. ما امروز در چراغ و در سازمان یک مجموعه ایم و در تصمیم گیری های خود با نظر جمع حرکت می کنیم و حتی به قیمت تأخیر، از ارتباط زنده و مشاوره با بخش های گوناگون جامعه ی دگرباشی دست بر نمی داریم.

ما در شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، همراه با جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی، امروز، نه از آنچه اتفاق افتاده خوشحالیم و نه احساس رضایت داریم. نگرانی ما برای عملکرد غلط این سازمان از حد نگرانی عادی شورای هر سازمان غیر انتفاعی دیگر، به دلیل آن که این سازمان بخصوص بستگی نزدیک با شرایط زندگی پناهجویان دگرباش جنسی ایرانی دارد،  بسیار بیشتر است. اگر از آنچه در یک سال و نیم گذشته در فضای درونی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی گذشته است و از تلاش ما برای اصلاح ناروایی ها با خبر باشید ما را از عذرخواهی معاف خواهید داشت.

باید اضافه کنم که به عنوان عضو جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی به خاطر سخنرانی هایی که آقای آرشام پارسی در به نمایش گذاشتن نام دگرباشان جنسی ایرانی و تبلیغات گسترده ای که برای بر سر زبان انداختن این نام در جامعه ی غرب انجام داده اند تشکر می کنم. امیدوارم این تبلیغات گسترده با معرفی پروژه های متعدد و سعی در تعمیق شناخت جوامع غربی از شرایط دشوار پناهجویان در کشورهای ترانزیت و کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، استفاده ی بهینه در جهت بهبود این شرایط داشته باشد. به عنوان فعال حقوق دگرباشان جنسی، بخشی از کاری که آرشام پارسی انجام داده است، بسیار ضروری و جواب به نیاز عاجل در پرداختن به معرفی این جامعه بوده است و تا کنون، و با وجود نارسا بودن این حرکت، تأثیر بسیار مثبت در توجه به شرایط پناهندگان از جانب سازمان های مربوطه و رسانه های جهانی داشته است. با وجود این، این حرکت فردی، به دلیل آنکه در هیچ بخشی از مسیر کوتاه خود همراه و همگام با دیگر فعالان حقوق دگرباشان جنسی و هماهنگ با نیازهای واقعی جامعه ی دگرباشان و شرایط زندگی پناهجویان و پناهندگان دگرباشی جنسی ایرانی نشد و از لایه های نمایشی رویی و بیرونی فروتر و فراتر نرفت، نارسا ماند.

امیدوارم حرکت آرشام پارسی در طول مسیر خود، به دست جامعه ی دگرباشان جنسی و علاقمندان و نزدیکان به این جامعه به عنوان حرکتی که در جامعه ی دگرباشی و از جانب عضوی از جامعه ی دگرباشی انجام شد در ابعاد مثبت و منفی اش، تحلیل شود. همه ی ما راه درازی را در پیش داریم و باید امیدوار باشیم تلاش ما برای رسیدن به موفقیت های شخصی به موفقیت مورد نیاز جامعه ی دگرباشی کوچکترین آسیبی نرساند. 

در دو هفته ی گذشته یکی از پناهندگان دگرباش جنسی ایرانی که مدت یک سال بود در کانادا اقامت داشت با تصمیم خود از میان ما رفت. از مرگ این عزیز متأسفیم و به همان اندازه متأسفیم که از جانب سازمان در طول مدت کوتاهی که او در این شهر ساکن بود، هیچ گونه کمکی از جانب سازمان به او داده نشد. دوستان شخصی او تنها کسانی بوده اند که ارتباط مداوم را با او حفظ کرده اند. تأسف ما از این بابت نیز هست که سازمان هنوز در کشور کانادا هیچ امکانی برای کمک به پناهندگانی که به این کشور وارد می شوند، ایجاد نکرده است و ارتباط پناهندگان دگرباش، در مقصد، در کانادا، با بدنه ی سازمان قطع می شده است یا قطع می مانده است. با گفتگویی که با چند نفر از پناهندگان دگرباش ایرانی تورنتو و پناهجویان ایرانی در ترکیه داشتم، از ما خواستند که به هیچ عنوان از این حادثه ی ناگوار هیچ گونه استفاده ی تبلیغاتی در مسیر سازمان ایرکیو انجام نشود. تا آنجا که ما در شورای دبیران امکان دسترسی به خبرهای ارسالی داشتیم، این تبلیغات انجام نشد و آقای پارسی در پخش این خبر و ارتباط آن با سازمان دگرباشان جنسی ایرانی کاملا محترمانه عمل کردند.

امیدواریم سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، با تلاش پیگیر و خستگی ناپذیر دوستان شما در شورای دبیران، در مسیر درستی پیش برود مؤثر و مثبت باشد. امیدواریم به تعداد انجمن ها و سازمان های دگرباشان، به دلیل نیاز جامعه ی دگرباشان افزوده شود و تقسیم مسئولیت لازم انجام بگیرد. امیدوارم جامعه دگرباشی با خبرهای ناگوار به عنوان قدم اول برای اصلاح قدم های آینده برخورد کند.

خبر خوب این که "جنسیت و جامعه" به جمع نشریات دگرباشان جنسی ایرانی پیوست. انتشار این نشریه پیش از هر چیز خبر از حضور مداوم و مثبت نویسندگان و فعالان جامعه ی دگرباشی جنسی می دهد.

 

ساقی قهرمان

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 19:1  توسط آرش بی سکوت  | 

بیانیه ی رسمی هیئت مدیره ی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی


در شماره بیست و ششم نشریه چراغ، اول مارچ 2007 (یازده اسفند 1385)، نیاز سلیمی در پاسخ به اعتراضات و اتهاماتی که در آن زمان به آرشام پارسی، دبیرکل سابق سازمان دگرباشان جنسی ایرانی وارد شده بود، در چارچوب نامه ای به نمایندگی از جانب هیئت مدیره ی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، پاسخ ممکن در آن برهه ی زمانی را منعکس کرد و در بخش پایانی نامه نوشت :
«.. در آیین نامه ای که به زودی منتشر خواهد شد شرایط تغییرات در هیئت مدیره، اعلام خواهد شد. در زمان موعود که حداقل دو سال بعد از این تاریخ است اگر اعضای سازمان به اندازه ی هیئت مدیره ی فعلی به کارآیی آرشام باور نداشته باشند حتماً کس دیگری جای او را خواهد گرفت.»
در آپریل 2008 ( اردیبهشت 1387 ) ، نامه دوم سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، در شماره سی و نهم نشریه چراغ منتشر شد و تغییرات انجام شده در سازمان را تحت عنوان تغییر ساختاری سازمان که متشکل از دبیرکل و هیئت دبیران بود اعلام کرد و به این وسیله حذف عنوان دبیرکل و تبدیل آن عنوان به عضو شورای دبیران در مجموعه ای که شورای دبیران خوانده شد را به اطلاع عموم رساند.
در فاصله ی زمانی میان نامه ی اول سازمان در مارچ 2007 و نامه ی دوم در آپریل 2008 یعنی از اسفند 85 تا اردیبهشت 87 علیرغم حسن نیت و اعتماد و تمایل به همکاری از جانب دیگر دبیران سازمان و با در نظر گرفتن اهمیت انکار ناپذیر وجود این سازمان به عنوان اولین و تنها سازمان مدافع حقوق دگرباشان جنسی ایرانی، شرایطی توسط دبیرکل سابق در فضای کاری این سازمان به وجود آمد و با گذشت زمان تبدیل به مانعی نه تنها بر سر راه عملکرد درست و مبتنی بر اصول سازمان بلکه در تقابل با هر نوع منش و تفکر دموکراتیک و حقوق بشری گردید. طبیعی است که در این فاصله ی یک سال و اندی، دیگر دبیران سازمان از هر گونه راهکاری جهت هدایت اعمال آقای آرشام پارسی در جهت صحیح منافع دگرباشان جنسی و اهداف سازمان بهره جستند. نهایتا حاصل این دوران پر تنش وقوف بر این واقعیت بود که آنچه از دیدگاه دیگر دبیران اعمالی خلاف و مغایر با اصول ادعایی این سازمان بوده حاصل عدم تجربه و یا ناپختگی آقای آرشام پارسی در امر فعالیت های اجتماعی و حقوق بشری نیست بلکه با کمال تأسف شیوه ای پلیسی، سرکوبگرانه، نفع طلبانه، و در خلاف جهت بهزیستی پناهجویان دگرباش و جامعه ی دگرباشی جنسی ایرانی بوده است و عامدانه به کار گرفته شده است. در طول مدت دو ماه قبل از این تاریخ و طی چندین جلسه ی متعدد دبیران سازمان با طرح موارد زیر " که تنها بخشی از عملکردهای خلاف آقای آرشام پارسی است"، تغییر عنوان و جابجایی ایشان را به ایشان تفهیم کرده و شرط حضور محدود ایشان را در چارچوب سازمان، تغییر روش و رعایت قوانین مطرح شده جهت جلوگیری از صدمات بیشتر به سازمان و مراجعان آن تعیین کردند و این دوازده اشکال که ناشی از عملکرد ایشان بود به نامبرده تذکر داده شد :
1- عدم شفافیت در ارائه ی اطلاعات مربوط به پناهجویان دگرباش به هیئت مدیره
2- عدم شفافیت در استفاده از منابع محدود مالی سازمان که می باید برای مصرف و به حمایت از پناهندگان دگرباش جنسی ایرانی اختصاص داده شود
3- ادامه ی استفاده از نام های ساختگی و مجهول جهت نفوذ در میان وبلاگ نویسان و دیگر اجتماعات دگرباشان جنسی ایرانی با هدف دریافت اطلاعات و ایجاد اغتشاش و عدم اعتماد میان بدنه ی سازمان و جامعه ی دگرباشان جنسی ایرانی
4- استفاده از هویت های ساختگی جهت حمله و یا حمایت از مدیران سازمان تحت عنوان دگرباشان داخل ایران به قصد بر هم زدن موازنه ی آراء و برنامه ریزی در داخل سازمان
5- طرح غیر مستقیم تهدید به برملا کردن هویت دگرباشانی که از روش های ایشان انتقاد به عمل می آوردند به قصد ارعاب و ساکت کردن انتقادات
6- هک کردن، جعل متن، ایمیل سازی های دروغین و منتشر کردن آن ها و ایمیل های شخصی دیگر مدیران سازمان
7- عملی کردن تهدید افشای منتقدان به عنوان نمونه مورد انتشار نامه ای بر علیه مجله ماها با نام ساختگی هلیا پرند در نشریه چراغ – طرح افترا به دگرباشان جنسی ایران با نام ساختگی مورچه و ارائه ی آن در قالب ایمیل به عضو هیئت مدیره
8- عدم رعایت نظر و سیاست دیگر مدیران درباره اندازه و ابعاد تبلیغات و ایجاد هیاهو و بهره برداری شخصی تحت عنوان اهداف سازمان دگرباشان جنسی
9- عدم مسئولیت در مورد شرایط دشوار پناهندگان دگرباش در خارج از مرزهای ایران و عدم شفافیت در صرف منابع مالی و معنوی سازمان جهت حمایت از تعدادی محدود از نزدیکان پناهجو
10- عدم شفافیت در استفاده از اعتبار و امکانات سازمان جهت تطمیع و تهدید پناهجویان در خدمت اهداف شخصی
11- ارائه اطلاعات دست چین و ناقص به دیگر دبیران جهت پیگیری مراجعین علیرغم تذکرهای متعدد شورای دبیران
12- عدم شفافیت در ارائه ی اطلاعات مربوط به پناهجویان جهت جمع آوری کمک مالی به نام پناهجویان دگرباش
در آخرین جلسه شورای دبیران در تاریخ 11 جولای 2008 (جمعه 21 تیر1387) تصمیم بر تهیه پیش نهادات یکایک مدیران در جهت مقابله و تصحیح موارد بالا اعلام شد و تاریخ جلسه ی بعد به دوهفته بعد از آن تاریخ موکول گردید که آقای آرشام پارسی نیز با توافق بر این تصمیم جلسه را ترک کردند. دو روز بعد از آن تاریخ، در 13 جولای ( یکشنبه 23 تیر 1387)، آقای پارسی بدون مشورت و با مخالفت رسمی با تصمیم جمعی، به عنوان مسئول فنی سایت سازمان و نشریه چراغ، که علیرغم عدم موافقت دیگر دبیران به اصرار و با ارائه دلایل واهی در رأس این سمت باقیمانده مانده بود، کلیه مدارک سازمان از جمله پرونده های همه پناهجویان و اطلاعات ارتباطات با داخل ایران را به سرقت برده و امکان دسترسی دیگر مدیران را مسدود کردند. همزمان، ایشان نام همه ی دبیران را از سایت سازمان حذف کرده و این سایت را تبدیل به تابلوی اعلانات سخنرانی ها و ارتباطات شخصی خویش نمودند.
در 16 جولای ( چهارشنبه 26 تیر 1387)، سه روز پس از مسدود شدن اطلاعات و ایمیل های سازمان، شورای دبیران تصمیم به اخراج آرشام پارسی از جمع شورای دبیران و از سازمان دگرباشان جنسی ایرانی گرفت. به دنبال مشورت با وکیل، در 25 جولای (جمعه 4 مرداد 1387) نامه ای با پست سفارشی برای ایشان فرستاده و مهلت سه روزه تعیین شد تا ایشان در موعد مقرر اموال سازمان را به یکی از اعضای شورای دبیران برگرداند. در 29 جولای (سه شنبه 8 مرداد 1387) با مراجعه به وزارتخانه مربوطه، نام آرشام پارسی از لیست مدیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، Persian Gay and Lesbian Organization, PGLO، تنها نام ثبت شده ی سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، حذف شد.
در 30 جولای ( چهارشنبه 9 مرداد 1387)، با مراجعه به بانک برای دریافت و ارسال پول به مقصد ترکیه، به یکی از صاحبان امضا از میان شورای دبیران، مدیر بانک اطلاع داد که نام دو نفر از سه نفر صاحب امضا توسط آرشام پارسی از حساب بانکی سازمان خارج شده است. عصر همان روز گزارش این اتفاق به پلیس تورنتو داده شد.
در طول این مدت آرشام پارسی با استفاده از نام سازمان دگرباشان جنسی ایرانی، اطلاعیه های نادرست و اخبار کذب در ارتباط با تغییرات انجام شده در ساختار سازمان را منتشر کرده است و اقدام به انتشار نشریه چراغ بدون اطلاع شورای دبیران و سردبیر نشریه نموده است و این در صورتی است که ایشان از سمت خود به عنوان عضو شورای دبیران به دلایل ذکر شده، و از مدیر مسئولی نشریه چراغ به دلیل ایجاد ناامنی در فضای نشریه، برکنار شده بود.
در این مدت با سازمان های مربوط در مورد عملکرد آرشام پارسی و نگرانی های شورای دبیران در ارتباط با استفاده ی خلاف قانون از کمک های مالی رسیده برای پناهجویان، و نگرانی در مورد پرونده های پناهجویان ایرانی، و موارد متعدد دیگر خلافکاری، تماس گرفته شده و توضیح لازم داده شد.
اعلام می کنیم که هر گونه تغییر منفی در شرایط پناهجویان دگرباش جنسی ایرانی در کشور ترکیه و دیگر کشورهای ترانزیت و کشورهای پناهنده پذیر که یا در مراحل آخر پروسه ی پناهندگی و یا در حال گذراندن مراحل اولیه ی پناهجویی هستند از نقطه نظر سازمان بر عهده ی آقای آرشام پارسی و نتیجه تخریب ایشان در جریان این پروسه شمرده خواهد شد. هر گونه ایجاد تشویش و نگرانی و آسیب برای اعضای جامعه دگرباشی در داخل و یا آنان که به دلایل امنیتی به عنوان پناهنده ی عادی در خارج از مرزهای ایران به سر می برند، بر اساس تهدیداتی که از سوی ایشان انجام گرفته است، نتیجه ی مستقیم عملکرد آقای آرشام پارسی شمرده خواهد شد. ما، امضا کنندگان زیر، اعضای حاضر و فعال شورای دبیران سازمان به این طریق به تعهدی که در تاریخ مارچ 2007 ( اسفند 1387 ) در پاسخ به درخواست های مکرر دگرباشان ایرانی خارج و داخل ایران درخصوص رسیدگی و نظارت بر کارهای آرشام پارسی پذیرفته و اعلام نمودیم عمل کرده و در این تاریخ، شانزدهم جولای دو هزار و هشت (26 تیر 1387) ، امکان و امید هرگونه اصلاح و تغییر در روش های مخرب و خلاف آقای پارسی را غیر ممکن دانسته و ایشان را از هر گونه همکاری و ارتباط با بدنه ی این سازمان خلع می کنیم. در طی چند هفته ی آینده، متن رسمی دیگری از طرف شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی منتشر می شود که در آن حاصل تصمیمات و نام سازمان آینده ( چنانچه به دلیل سرقت اسناد و پسوردها توسط آقای پارسی ، با نام فعلی امکان ادامه فعالیت نباشد) اعلام خواهد شد. اهداف این سازمان و ضرورت وجودی آن تک تک ما را موظف می کند که علیرغم مشکلاتی از این دست بی وقفه به کار خود ادامه دهیم. اتکاء ما در این راه حمایت و همیاری یکایک فعالان و کوششگران جامعه ی دگرباشی است.
از همه ی دوستان و همراهان سازمان، نشر و گسترش این متن را جهت آگاهی و پیشگیری از آسیب های احتمالی از جانب آقای آرشام پارسی درخواست می نماییم.

شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایران : روشن برهان _ نیاز سلیمی _ ساقی قهرمان _ سام کوشا
از میان اعضای شورای دبیران، خانم ویکتوریا طهماسبی از مسئولیت کنار گرفتند و آقای صبا راوی اظهار داشتند در ارتباط با مسائل پناهندگانی که به کشور هلند وارد می شوند امکان همکاری دارند. آقای الفاروق خاکی،که خود دگرباش است و وکیل پناهجویان دگرباش، به شورای دبیران سازمان دگرباشان جنسی ایرانی پیوستند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 10:45  توسط آرش بی سکوت  | 

گی نیوز

وبسایت خبری گی فرهنگ

قطع رابطه ی کامل ایرکو با آرشـ.ام پارسی

سرانجام ایرکو سازمان دگرباشان ایران در بیانیه ای ضمن توضیح موارد متعدد تخلف آقای آرشـ.ام پارسی اعلام کرد: «در این تاریخ، شانزدهم جولای دو هزار و هشت (26 تیر 1387) ، امکان و امید هرگونه اصلاح و تغییر در روش های مخرب و خلاف آقای پارسی را غیر ممکن دانسته و ایشان را از هر گونه همکاری و ارتباط با بدنه ی این سازمان خلع می کنیم

متن کامل بیانیه را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 23:56  توسط آرش بی سکوت  | 

یاشار :

من در ترکیه هستم به عنوان یک پناهنده و بیش از اینها از آرشام می دونم چون در مقام انتقاد بر  آرشام حرف بسیار دارم خواستید میتونید با من تماس بگیرید تا از سو’ استفاده ها براتون بگم

                                                                                                                  وب سایت

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 22:31  توسط آرش بی سکوت  | 

یک ایمیل از یک دوست

 

نامه زیر توسط دوست عزیزمون .... برای من ارسال شده و از آنجایی که احتمالا برای اکثر شما هم فرستاده شده احتمالا او را می شناسید او در این نامه ایمیلی را که از یک فعال حقوق همجنسگرایان دریافت کرده برای ما فرستاده .وقتی دیدم این فعال حقوق همجنسگرایان هم پیش از من و بهتر از من از مقابله با کودتای آرشام پارسی گفته برای من خیلی جالب بود که اکثر دگرباشان با هر نوع سلیقه و گرایش و تفکری در برخورد با رفتارهای کودتایی و خلاف قانون آرشام پارسی که نوعی توهین به جامعه ی دگرباشان است هم نظر هستند . دو خط اول نوشته ی دوست ما هست و از سلام به بعد نامه آن فعال حقوق همجنسگرایان به همه .

 

 

این ایمیل را یک نفر همجنسگرا برای من فرستاده و خواسته برای دیگران ارسال کنم.. به هر حال من این فایل را از طرف ایشون برای شما ارسال می کنم.

 

«سلام

 اتفاق پیش آمده در پی جی ال او  به یک کودتای نظامی شبیه است که  ارتش نیمه شب  حاکم را برکنار و صبح که مردم به خیابان می روند، ارتش وانمود می کند که همه چیز عادی است.

تنها به خیابان آمدن مردم است که کودتاها را خنثی می کند و بس.

 

با توجه به مسائلی که قبلآ  در این سازمان پیش آمده و باعث کنار رفتن پیام شیرازی و شاهرخ رئیسی شد و بعدش جریان امیر شیرازی و شکنجه او  و سکوتی که بعد اتفاق افتاد و با توجه به ماجراهای هلیا پرند شدن آرشام و ....... حالا خود همجنسگرایان نباید نسبت به این اتفاق تازه که به یک کودتا شبیه است ساکت بمانند.

 

 باید از آرشام توضیح خواست که چرا بدون هیچ توضیحی و بدون برگزاری جلسه و انتخاباتی (حتی انتخابات درون تشکیلاتی) یک مرتبه ساقی از سردبیری چراغ کنار گذاشته می شود. چه کسی آرشام را بعنوان سردبیر چراغ انتخاب کرده؟

چرا ساقی و دیگر اعضا شورای دبیران همه  یک مرتبه کنار زده می شوند و آرشام تنها می ماند؟  چرا ساقی و دبیران که قبلآ اعلام کرده بودند سازمان بصورت شورایی اداره میشه حالا سکوت کرده اند؟ اینها نسبت به افراد سازمان و خوانندگان نشریه خود و نسبت به جنبش باید احساس مسئولیت کنند و حرف و حدیثها را علنآ و آشکار به گوش همه برسانند.

همه همجنسگرایان عضو این سازمان و آنانی که به این سازمان و سرنوشت آن علاقه داشته و دارند و حتی نسبت به سرنوشت جنبش همجنسگرایان احساس مسئولیت می کنند نباید  چشمان خود را ببندند که  گویاهیچ اتفاقی نیفتاده. حداقل احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جنبش اقتضاء میکند که در این شرایط همه چیز رو بشود تا همجنسگرایان و حامیان آنها در جریان واقعی امور قرار بگیرند.

جریان های قبلی همه تآثیرات منفی بر اذهان گذاشتند و بی اعتمادی ها را دامن زدند. این مسئله اخیر بیشتر خرابی ببار خواهد آورد اگر کسی کاری نکند.

پیشنهاد می شود که ساقی و شورای دبیران اخراج شده وبلاگی زده و در آن همه قضایا را آنطور که پیش رفته در برابر چشمان همه قرار دهند و در مقابله با کودتا به نیروی افراد جنبش تکیه کنند. ترسی هم نداشته باشند که آبرو ریزی می شود. بهرحال علنیت بهتر از پشت پرده کار کردن است.

برخورد فعال و از روی مسئولیت همجنسگرایان هم خیلی مهم است.

انتشار وقایع در یک وبلاگ به همراه اقدامات قانونی در کانادا برای باز پس گرفتن سازمان و چراغ بهترین راه خواهد بود و همزمان همه اخبار را بطور مستقیم و سریع در اختیار همه قرار دادن.»

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 17:0  توسط آرش بی سکوت  | 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

همه را از دم تیغ گذرانده و باز کشتار راه انداخته است

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

بعد از کشتاری دوباره شهر را در امن و امان اعلام کرده و به همه ی رعایا امر کرده که دوباره بخوابند

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

از کشته ها پشته ساخته و غیر از خودش همه را اخراج کرده

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

خودش خودش را دوباره دبیرکل کرده

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

بااحساس اینکه بر صغار و مجنونین حکومت می کند بدون اینکه اصلا نیازی به توضیح ببیند هر کاری دل اش خواسته کرده و اصلا هم نیازی به توضیح به هیچکس نمی بیند

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

باز خودش را با ناصرالدین شاه اشتباه گرفته  و ما را هم با رعیت های شاه 

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

مثل زمانی که هلیا پرند و آرین ورجاوندی می ساخت از جعبه ی پاندورای خود یک مجتبی و پدرام در آورد و آنها را کرد معاون و مشاور خود

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

که فقط یک اسم داشتن و یک مسولیت داشتن را برای خودش کم می داند باز دو اسم جدید برای خودش ساخته و خودش شده معاون خودش و حسابدار خودش

 

شب خوابیدیم و صبح برخواستیم و دیدیم که آرشام پارسی

فرمان صادر فرموده اند که «مسئولیت فعالیت ها، انتشارات، برنامه ها، و ارتباطات سازمان ایرکیو از آن تاریخ به بعد به عهده ی آرشام پارسی می باشد» باور کنید غیر از«فعالیت ها، انتشارات، برنامه ها، و ارتباطات» چیز دیگری یادش نیامده وگر نه همه ی آنها را هم می نوشت

 

 

آقای آرشام پارسی خوب حواس ت را جمع کن شب می خوابی و صبح  بر می خیزی و می بینی که یک اسم آرشام پارسی هست و یک دنیا بی اعتباری ، بدنامی ، رسوایی ، کودتا ، اختلاس و ...

 

 

و تو می مانی و ننگ این بدنامی های پی در پی که هرگز نمی توانی آن را از هیچ خاطره ای پاک کنی حتی اگر کلید تمام زرادخانه ها را در جیب های خودت مخفی کرده باشی..........         صبح شده است و ملت به خیابان ها ریخته اند اینبار در صبح کودتا نمی توانی هر کاری خواستی بکنی ............. زودتر بیدار شو آقای کودتاچی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 20:17  توسط آرش بی سکوت  |